مصرف:
در سال 1385 كل توليد انرژي اوليه در كشور، 65/2723 ميليون بشكه معادل نفت خام بوده است كه 37/54 درصد آن نفت خام، 95/43 درصد آن گاز طبيعي غني، 39/0 درصد برق آبي و بادي، 35/0 درصد زغال سنگ، 93/0 درصد سوختهاي سنتي و مابقي (013/0 درصد) انرژيهاي نو خورشيدي حرارتي بوده است. اين در حالي است كه مصرف انرژي نهايي در سال 1385، 82/ 1034 ميليون بشكه معادل نفت خام بوده است كه نسبت به سال قبل خود در حدود 3/10 درصد افزايش داشته است.
توليد ناخالص داخلي در سال 1384 از 420928 ميليارد ريال به قيمت ثابت سال 1376، به 446880 ميليارد ريال در سال 1385 افزايش يافته است، كه رشدي معادل 2/6 درصد را نشان مي دهد.
شدت عرضه انرژي اوليه از 20/3 در سال 1384 به 29/3 بشكه به ميليون ريال (قيمت ثابت سال 1376) در سال 1385 افزايش يافته و شدت مصرف انرژي نهايي از 23/2 بشكه به ميليون ريال در سال 1384 به 32/2 بشكه به ميليون ريال در سال 1385 افزايش داشته است. در سال 1385 مصرف انرژي بخش خانگي و تجاري، 85/411 ميليون بشكه معادل نفت خام با 33/15 درصد افزايش نسبت به سال قبل، بخش حمل و نقل 44/266 ميليون بشكه معادل نفت خام با 69/6 درصد افزايش نسبت به سال قبل، بخش صنعت 45/302 ميليون بشكه معادل نفت خام در سال با 72/2 درصد افزايش نسبت به سال قبل، بخش كشاورزي 32/36 ميليون بشكه معادل نفت خام با 3/9 درصد نسبت به سال قبل افزايش داشتهاند. بهاين ترتيب مصرف گاز طبيعي در بخشهاي نهايي در سال 1385 بيش از 12 درصد افزايش داشته است.
اين ارقام نشان ميدهد كه ميزان مصرف انرژي در كشور ما 8 برابر سرانه جهاني است و ازسويي ديگر، نيروگاههاي كشور به ميزان 25 درصد اتلاف انرژي دارند كه معادل يك چهارم ميزان مصرف گاز در كشور است.
البته بايد توجه نمود كه بخش مصرف، به زيرمجموعههايي تقسيم ميشود كه براي ارزيابي صحيح از ميزان مصرف گاز، بايد آن موارد به صورت جزء به جزء بررسي گردند. همچنين شدت مصرف انرژي و نرخ رشد اين شاخصها از ديگر فاكتورهاي مهم در اين زمينه ميباشند.
2-1 مصرف داخلي
براي ارزيابي دقيق روند ميزان مصرف گاز در بخشهاي مختلف و روند افزايش آن در هر يك از بخشها، در ادامه به موازنه توليد و تحويل گاز غني و سبك در سطح كشور طي سالهاي 85-1375 ميپردازيم. اين آمارها كمك مينمايد تا روند مصرف گاز در كشور طي 10 سال گذشته بيشتر تبيين ميگردد.
در آمار فوق مصارف بخشي شامل مصرف گاز در بخشهاي خانگي، صنعتي و تجاري است كه به صورت مجموع، ارايه شده و در كنار مصارف عملياتي، سوزانده شده و مصارف پتروشيمي به صورت خاص آمده است. با توجه به اينكه مصارف بخشي بيشترين سهم مصرف را طي سالهاي اخير به خود اختصاص دادهاند و در صورت اجراي برنامههاي كاهش مصرف، اين بخشها داراي بيشترين نقش خواهند بود، به ارزيابي اين زمينه ميپردازيم.
مصارف بخشي شامل بخشهاي خانگي، تجاري، صنعتي، نيروگاهي، حمل و نقل، تبديلات گازي و ذخيرهسازي گاز طبيعي است كه در ادامه مصرف گاز در هر بخش طي مدت 10 ساله ارزيابي ميشود.
بهطور كلي مصرف گاز طبيعي در بخش خانگي در كشور از 12587 ميليون مترمكعب در سال 1375 با متوسط رشد سالانه 4/11 درصد به 36896 ميليون مترمكعب در سال 1385 افزايش يافته است.
در بخش تجاري در بين اين سالها مصرف با رشد متوسط 2/10 درصد از 1881 به 4950 ميليون مترمكعب افزايش يافته است. همچنين سهم گاز طبيعي در كل مصرف انرژي اين بخش 24 درصد بوده كه اين رقم در سال 1385 به بيش از 40 درصد افزايش يافته است.
در بخش صنعت شامل صنايعي كه جزء مصرفكنندگان نهايي بهشمار ميروند و نيز پالايشگاههاي نفت و تلمبه خانهها، مصرف از 13306 ميليون مترمكعب در سال 1375 به 26307 ميليون مترمكعب در سال 1385 با رشد متوسط سالانه 1/7 درصد در دوره مذكور افزايش يافته است. سهم گاز طبيعي سبك در سال 1385 بيش از 52 درصد مصرف انرژي اين بخش بوده است و با توجه به تسهيلات در نظر گرفته شده، مصرف در اين بخش همچنان افزايش خواهد يافت.
در كنار ميزان رشد مصرف در بخشهاي مختلف بايد شدت مصرف انرژي نيز در سطح ملي ارزيابي گردد. اين شاخص به نوعي ميزان مصرف را به صورت جامع بررسي كرده و در عين حال از لحاظ ملي، ميزان شدت تغييرات را ارزيابي مينمايد. در كنار اين پارامتر يكي از فاكتورهاي مهم در تغييرات نرخ رشد مصرف، سهم گاز در سبد مصرفي انرژي كشور و تغييرات اين سهم در سبد مذكور است. لذا لازم است براي دستيابي به يك ديد جامع از روند پيشرو، اين ارقام مورد بررسي واقع گردند.
مصرف انرژي بخش خانگي / تجاري حاصل از نفت و گاز در سال 1385 برابر با 92/282 ميليون بشكه معادل نفت خام به ارزش62610820 ميليون ريال معادل 8/6 ميليارد دلار ميباشد. قابل توجه است كه مصرف گاز طبيعي در دوره شش ساله مورد مطالعه (85-1380) در ذيل بخش خانگي و تجاري دو برابر شده است.
مصرف انرژي بخش حمل و نقل پس از بخش خانگي و تجاري قرار دارد و از لحاظ مالي بيشترين بخش مصرف را به خود اختصاص داده است. با توجه به شروع مصرف گاز طبيعي در اين بخش از سال 1384، مصرف دراين بخش، رشد 77 درصدي را داشته است. در طول سالهاي 85-1380 مصرف گاز مايع حدود 29 درصد و نفت كوره حدود 27 درصد كاهش يافته است. مصرف نفت گاز در حدود 20 درصد و مصرف بنزين بالغ بر 61 درصد افزايش داشته است. بخش صنعت پس از بخش خانگي و حمل و نقل، سومين بخش مصرف كننده انرژي كشور است. مصرف كل انرژي نهايي صنعت در طي سالهاي 85-1383 به طور متوسط سالانه 04/0 درصد و مصرف گاز طبيعي اين بخش 44/0 درصد كاهش داشته است.
از موارد ديگر مصرف گاز طبيعي در آينده ذخيرهسازي گاز طبيعي خواهد بود كه از چند سال گذشته اين مبحث مطرح شده است ولي به دلايل مختلف تاكنون توفيقي در دستيابي به امكان ذخيرهسازي گاز فراهم نيامده است. با مشكلاتي كه در زمستان 1386 براي كشور بروز كرد، اجراي طرحهاي ذخيرهسازي از سرعت بيشتري برخوردار شد و تاكنون چند ميدان براي اين امر كانديد شده و در حال بررسي نهايي است.
2-1- ارزيابي گزارش وزارت نفت در بخش مصرف داخلي
بر اساس فرضيات پايه مندرج در گزارش وزارت نفت در پيشبيني مصرف گاز در افق 1404، كشور بايد سالانه 4.1 درصد كاهش متوسط شدت انرژي داشته باشد؛ 8.6 درصد رشد اقتصادي داشته و بهعلاوه سهم گاز در سبد انرژي كشور از 55 درصد به 70 درصد افزايش يابد. با در نظر گرفتن نكات فوق مصرف داخلي گاز در افق 1404 بالغ بر 901.6 ميليون متر مكعب در روز خواهد بود. براي ارزيابي اين عدد نكات زير قابل تامل هستند:
الف) مقدار مصرف انرژي، تابعي از كارآيي فرآيندهاي انرژيبر است كه منجر به توليد ثروت ميشود. بر اين اساس با بهبود كارآيي ميتوان با انرژي كمتر، ثروت بيشتري توليد كرد. از طرف ديگر، ساختار توليد ثروت از اهميت بالايي برخوردار است. بدين معنا كه كشورهايي كه صنايع انرژيبر از جمله فولاد، سيمان و ... (عمدتاً توليدات به شدت انرژيبر) را بهعنوان اولويتهاي توسعه صنعتي برگزيدهاند نسبت به كشورهايي كه در صنايع كامپيوتر، الكترونيك و ... سرمايهگذاري كردهاند از شدت مصرف انرژي بالاتري برخوردارند. كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نبوده و با توجه به كارآيي و بهرهوري پائين و سرمايهگذاري بيشتر در صنايع انرژيبر، فرض كاهش سالانه 4.1 درصد شدت مصرف انرژي، واقع بينانه بهنظر نميرسد. اين در حالي است كه بر اساس گزارش وزارت نفت، نرخ متوسط سالانه رشد شدت مصرف انرژي در ايران از سال 1359 تا 1383 برابر 2.76 درصد بوده است. تبديل اين روند افزايشي (2.76% در سال) به روند كاهشي (4.1% در سال) با توجه به سرمايهگذاري در صنايع انرژيبر و كارآيي پائين بسيار خوش بينانه و دور از دسترس است.
ب) مقايسه بين عدد شدت مصرف انرژي در ايران و كشورهاي ديگر نيز براي قضاوت درباره دستيابي به كاهش 4.1 درصد شدت انرژي در سال راه گشاست. روند كاهش شدت انرژي در جهان را به سه بازه مي توان تقسيم كرد:
- از سال 1949-1972 ،0.5 درصد كاهش سالانه شدت انرژي
- از سال 1973- 1985 ،2.7 درصد كاهش سالانه شدت انرژي
- از سال 1986- 2002 ،1.6 درصد كاهش سالانه شدت انرژي
از سوي ديگر برخي تجربيات جهاني در كاهش مصرف انرژي عبارتند از:
در فاصله سالهاي1980- 2002 كاهش سالانه شدت مصرف انرژي در كشورهاي OECD (سازمان توسعه همكاريهاي اقتصادي)، غير OECD و كشورهاي در حال توسعه آسيايي برابر 1.4%، 1.1% و 1.6% در سال بوده است. كشور چين در فاصله سالهاي1990- 2002، 5.1% كاهش شدت مصرف انرژي در سال را داشته است. اما سوال اين است كه چين چگونه توانسته است تا اين ميزان نرخ شدت مصرف انرژي خود را كاهش دهد و از چه فرآيندي در اين خصوص استفاده نموده است؛ چراكه تنها راهحل كشور براي دستيابي به نرخ كاهش مصرف انرژي طي سالهاي آينده استفاده از تجربيات كشورهاي ديگر و بوميسازي آن براساس شرايط كشورمان خواهد بود. از سويي ديگر مقايسه شدت انرژي بين ايران و متوسط جهاني بيانگر اين مطلب است كه نسبت شدت مصرف انرژي در ايران به متوسط جهاني از 1.66% در سال1359 به 3.06% در سال 1382رسيده و اين بيانگر افزايش شكاف بين متوسط شدت مصرف انرژي سالانه در ايران و جهان است. حال با توجه به اين افزايش شكاف و در نظر گرفتن كاهش شدت مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه آسيايي (1.6% در سال) در حاليكه كشور ما رشد 2.7% را تجربه ميكرد، معلوم نيست با توجه به چه معياري ميتوان به كاهش 4.1% در سال دست پيدا كرد.
ج) در صورتي كه آمارهاي شدت مصرف انرژي در سالهاي 1384 و 1385 بررسي گردد، مشخص ميشود كه در اين دو سال نتوانستهايم اهداف كاهشي شدت مصرف انرژي را محقق نماييم.
د) با در نظر گرفتن چهار سناريو كاهش 4.1%، 1.5%، 0% (توقف در رشد با ميزان شدت انرژي در سال 1383 برابر 6.13%) و ادامه رشد 2.7% براي شدت مصرف انرژي در سال، مصرف گاز در افق 1404 در جدول زير آمده است.
شكل زير مقدار شدت انرژي در چهار سناريو را نشان ميدهد:
با توجه به نزديكي سناريوهاي سوم و چهارم به واقعيت (با توجه به مطالب بيان شده در قسمتهاي الف و ب) اعداد 2110 و3540 ميليون متر مكعب مصرف گاز در روز بايد معيار محاسبه تراز قرار گيرند يا حداقل ميتوان براي هر سناريو وزني را تعيين كرد و بر اساس آن مقدار مصرف روزانه گاز در سال 1404 را برآورد نمود. بهعنوان نمونه اگر سناريوهاي يك، سه و چهار را به ترتيب خوشبينانه، محتمل و بدبينانه بناميم و احتمال وقوع هر يك را به ترتيب 25%، 50% و 25% بدانيم مقدار مصرف روزانه گاز در افق چشم انداز برابر مي شود با:
(ميليون متر مكعب در روز) 2165= ( 3540×0.25) +( 2110×0.5) +( 901.6×0.25)
مقدار مصرف روزانه گاز در حالت فوق، 2.4 برابر مقدار مصرف گازِ در نظر گرفته شده در محاسبه تراز وزارت نفت براي مصرف داخلي است.
اين در حالي است كه در تراز گاز بيستساله وزارت نفت، با وجود امكانسنجي انجام شده، طرحهاي تبديلاتگازي و ذخيرهسازي گاز طبيعي براي تنظيم مصرف گاز كشور در فصول مختلف سال، برآورد نشده است.