تاريخ امروز: 14/06/1389

 
جستجو
 
 
 
راه اصلاح، مديران صالح يا سازمان صالح؟
 
كد تحليل و مقاله: 114 نسخه چاپي
تاريخ: 03/06/1387 تعداد بازديد: 1811
تهيه كننده: احمد اسدزاده
 
 
راه اصلاح، مديران صالح يا سازمان صالح؟


يكي از موضوعاتي كه در بسياري از گفتگوهايي كه در خصوص اصلاح وضعيت موجود در اداره كشور و خصوصا صنعت نفت داشته‌ام دو گانه مدير صالح يا سيستم صالح است. برخي از صاحبنظران معتقدند تا مديراني صالح در راس امور نباشند اتفاق خاصي در مجموعه صنعت نفت نخواهد افتاد و در آن سو برخي ديگر اهميت سيستم سالم و درست را بيش از افراد و مسؤولين صالح مي دانند. بدون شك پاسخ درست به اين سؤال يكي از گلوگاه هاي اصلاح وضعيت موجود مي‌باشد. براستي را اصلاح چه بوده و راهبرد صحيح و اصولي در اين عرصه چيست؟آيا بايد نخست به مديران صالح انديشيد و سپس به سازمان سالم و صالح و يا اينكه بالعكس، در درجه اول بايد به سازمان صالح انديشيد و در درجه دوم درباره زعماء صالح .
در ادامه متن برگزيده و خواندني از رهنمودهاي استاد و فيلسوف شهيد مطهري(ره) در اين زمينه خواهد آمد.


((ابتدا چنين به نظر مي‏رسد كه صلاح و فساد اجتماع بزرگ يا كوچك ، تنها به يك چيز بستگي دارد : صلاح و عدم صلاح افراد آن اجتماع و بالاخص زعماء آنها . يعني فقط افرادند كه همه مسؤوليتها متوجه آنها است . بسياري از افراد اينچنين فكر مي‏كنند و بر اين پايه نظر مي‏دهند . اين دسته هنگامي كه متوجه برخي مفاسد اجتماعي مي‏شوند چاره كار را زعيم‏ صالح مي‏دانند و به اصطلاح اصالت فردي هستند . اما كساني كه بيشتر و عميقتر مطالعه كرده‏اند به اين نتيجه رسيده‏اند كه تأثير و اهميت سازمان و تشكيلات و رژيم اجتماعي از تأثير و اهميت زعماء بيشتراست ، در درجه اول بايد درباره سازمان صالح انديشيد و در درجه دوم‏ درباره زعماء صالح . افلاطون نظريه اجتماعي معروفي دارد كه به نام " مدينه فاضله افلاطن " معروف است .
در ميان حكماء اسلامي ، حكيم ابونصر فارابي از افلاطن پيروي‏ كرده و نظرياتي ابراز داشته است . اين دو حكيم اساس نظر خود را صلاحيت‏ افراد قرار داده‏اند و اصالت فردي انديشيده‏اند . تمام توجه خود را به اين‏ نكته معطوف كرده‏اند كه زمام امور اجتماع را چه افرادي بايد در دست‏ بگيرند ، آن افراد بايد داراي چه فضائل علمي و عملي بوده باشند . اما اينكه تشكيلات و نظامات اجتماعي بايد چگونه بوده باشد و آن افراد " ايده آل " در چه نظاماتي زمام امور را در دست بگيرند چندان مورد توجه‏ اين دو حكيم واقع نشده است . بر اين نظريه ، انتقاداتي شده ، از جمله اينكه تأثير شگرف و عظيم‏ سازمان در افكار و اعمال و روحيه افراد ( و از آنجمله خود زعما ) مورد توجه واقع نشده است . اين نكته مورد توجه قرار نگرفته كه اگر نظام ، صالح بود كمتر فرد ناصالح قدرت تخطي دارد و اگر ناصالح بود فرد صالح‏ كمتر قدرت عمل و اجراء منويات خود را پيدا مي‏كند و احيانا منويات و افكار خود را مي‏بازد و همرنگ سازمان مي‏شود . يكي از دانشمندان در مقام انتقاد نظر افلاطن مي‏گويد :
" افلاطن با بيان مسئله شوم " چه كسي بايد بر جامعه حكومت كند ؟ " يك اشتباه و خطر پر دوامي در فلسفه سياسي ايجاد كرده است . مسئله‏ عاقلانه‏تر و خلاق‏تر اينست كه : چگونه مي‏توانيم سازمانهاي اجتماعي را چنان‏ ترتيب دهيم كه زعماء بد و ناصالح نتوانند اسباب ضرر زيان وي شوند ؟ " . اهميت زعماء صالح فقط از نظر طرز تفكري است كه در مورد اصلاح و بهبود و تغيير سازمانهاي اجتماعي دارند ، و اما زعماء صالحي كه طرز تفكرشان در اساس و تشكيلات با ناصالحها يكي است و تفاوتشان از لحاظ اخلاقي و شخصي‏ است و بنا است همگي در يك قالب كار كنند ، اثر وجوديشان با ناصالح‏ها آنقدر زياد نيست و منشأ تحولات اجتماعي قابل توجه نخواهند گشت . اگر بخواهيم نظر افلاطن و فارابي را توجيه كنيم بايد بگوئيم آنها به آن‏ افراد صالح اهميت داده‏اند كه حاكم بر سازمانهاي اجتماعي مي‏باشند نه‏ محكوم آنها .
تشكيلات و نظامات اجتماعي نسبت به افراد اجتماع به منزله خيابانها و كوچه‏ها و خانه‏هاي يك شهر است نسبت به مردم و وسائل نقليه‏اي كه در آن‏ شهر حركت مي‏كنند . هر شهري به هر نحو كه خيابان كشي و كوچه سازي شده‏ باشد مردم شهر مجبورند از پيچ و خم همان خيابانها و لابلاي همان كوچه پس‏ كوچه‏ها و از همان چهار راهها حركت كنند . حداكثر آزادي عمل مردم آن شهر اينست كه در ميان همان خيابانها و همان كوچه‏ها هر كدام كه نزديكتر يا خلوت‏تر يا پاكيزه‏تر و با صفاتر است انتخاب كنند .
اگر فرض كنيم كه آن شهر بدون نقشه و حساب تدريجا توسعه پيدا كرده‏ باشد نه روي اصول شهرسازي ، در چنين شهري افراد چاره‏اي ندارند از اينكه‏ زندگي و رفت و آمد خود را با وضع موجود تطبيق دهند . رفت و آمد و رانندگي و اداره امور چنين شهري دشوار خواهد بود . با وجود چنين ترتيبي در ساختمان آن شهر ، از افراد ، كاري ساخته نيست . تنها كاري كه ساخته هست اينست كه تغييراتي در وضع خيابانها و كوچه‏ها و منزلهاي آن شهر بدهند و خود را راحت كنند . اگر فرض كنيم زعماء صالحي در رأس سازمانهائي قرار بگيرند كه داراي‏ نواقصي مي‏باشند ، حدود تفاوت كار آنها با ديگران همان اندازه است كه‏ يك نفر بخواهد از ميان خيابانهاي پر پيچ و خم و نامنظم و كوچه و پس‏ كوچه‏هاي بي‏ترتيب ، بهترين و نزديكترين راهها را انتخاب كند )).

منبع:كتاب ده گفتار اثر استاد مطهري، صص 284-281
نسخه چاپي | نظر بدهيد | ارسال براي يك دوست
 
     
 
 

تاريخ آخرين تغييرات در سايت 21/11/1387