معاملات خياري ( option) :
از آنجا كه آينده نگري و پيش بيني مسايل در تعاملات گوناگون از جمله خريد و فروش انرژي و نفت از عوامل بسيار مهم و سرنوشت ساز مي باشد، اصطلاحي در ادبيات نفتي تحت عنوان «بازار آينده» رايج شده و معاملات خياري به بازار آينده (آتي) اختصاص يافته است. معاملات خياري به خريدار اجازه و امكان مي دهد كه در انجام معامله يا عدم انجام معامله بر حسب درك شرايط و امكانات خود تصميم گيري نمايد. في الواقع معاملات خياري، متدي است جهت جلوگيري از ريسك هاي غبن آميز و زدون خطر و زيان و ضرر از پهنه معاملات اقتصادي در عرصه نفت و گاز.
اين روش معامله از اول نوامبر 1986 ميلادي وارد بازار بورس نفت شده است و بر دو نوع مي باشد : الف ـ خيار خريد ( call options) ب ـ خيار فروش (put option)
طبق اساسنامه و دستورالعمل اين معامله، خريدار نفت مي تواند در صورت تمايل يك قرارداد نفت خام آينده را با يك قيمت ثابت- كه اصطلاحاً قيمت نفوذي strike price ناميده مي شود- بخرد هر دو عامل (قيمت نفوذي و ماه تحويل) هر دو در هنگام اجراي قرارداد خياري تعيين مي شود.
ويژگي هاي اين نوع معامله عبارتست از :
1. خريدار مي تواند قرار داد منعقده نفت خام را بفروشد يا به شركت ديگر واگذار نمايد.
2. خيار خريد و فروش هر دو مهلت مشخصي دارند و چنانچه صاحب قرارداد (خريدار) بخواهد از امتياز معامله خياري خود استفاده نمايد بايد قبل از انقضاي مهلت تصميم بگيرد. مهلت قراردادهاي خياري در بازار بورس نيويورك (NEWMEX) در اولين جمعه هر ماه قبل از ماه تحويل به پايان مي رسيد.
بازار آينده و بازار خياري تفاوتهايي با هم دارند كه عبارتست از :
A. در بازار آينده «براي خريد و فروش» تعهد وجود دارد ولي در بازار خياري «خيار» (اختيار) وجود دارد.
B. در هر دو بازار منفعت مي تواند نامحدود باشد منتها در بازار خياري منفعت نامحدود با پرداخت امتياز خواهد بود.
C. در بازار خياري ضرر محدود مي باشد( با پرداخت امتياز) و حال آنكه در بازار آينده ضرر نامحدود است بدون پرداخت امتياز.
نوع ديگري از معاملات نفتي، معامله «فوب» مي باشد
FOB: Free oN Board
(تحويل در مبداء)
در اين نوع معامله نفتكش در مبداء بارگيري محموله (cargo) را از فروشنده (كشور صادر كننده نفت) تحويل گرفته و بهاي آن قبلاً طي موافقت نامه هاي اقتصادي شركت خريدار و فروشنده پرداخت گرديده، به محض خاتمه بارگيري و ترك مبداء فروشنده هيچگونه مسئوليتي در قبال بيمه و حمل و نقل و مسايل حاشيه اي به عهده ندارد و همچنانكه از نام آن پيداست به محض آزاد شدن (Free) از مرز بارگيري (Board) تمام مسايل مربوطه به عهده خريدار مي باشد. در مورد ساختار و معادلات اقتصادي اين معامله، صحبتها بسيار است كه به منابع مربوطه مي توان مراجعه نمود.
C.I.F : Cost , In surance and freight
(تحويل در مقصد با بيمه)
در اين معامله كه مطابق توافقهاي به عمل آمده بين خريدار و فروشنده نفت ، مسئوليت وهزينه بيمه نفتكش(insurance ) و محموله آن (cargo) و هزينه حمل و نقل (Fright) به عهده فروشنده مي باشد در واقع مسئوليت فروشنده پس از پايان تخليه نفت و قطع لوله هاي بارگيري (Dis conection of Hoses)درمقصد و ارايه اسناد خاتمه مي يابد.
البته طبق موافقت نامه هاي فيمابين قيمت (cargo) و هزينه حمل و نقل و هزينه بيمه و عوارض گمركي به فروشنده پرداخت شده است0لازم به توضيح است درقراردادهاي سيف تحويل كالا موقعي رسميت مي يابدكه اسناد بارگيري و اسناد مربوطه به خريدار تحويل شود و فقط تحويل اصل كالا اكتفا نمي كند.
سي اند اف
C&F : Cost and Freight
در اين معامله قيمت محموله نفت (cargo) و هزينه حمل و نقل (Freight) از قبل به فروشنده تحويل شده و فروشنده نفت مسئوليت تحويل نفت با اسناد و مسايل مربوط به حمل و نقل را تا مقصد به عهده مي گيرد.

اما مسايل مربوط به بيمه (In surance) به عهده خريدار است.
لازم به توضيح است هم در معامله سيف (CIF) و هم در معامله (C&F) اتاق بازرگاني بين المللي (Icc) ميزان تعهدات فروشنده و خريدار را در قراردادهاي مزبور تعيين و تبيين مي نمايد.
طرح معاوضه (سو آپ) : SWAP
طرح سو آپ از اواخر دهه 1980 ميلادي در بازار بورس رواج يافت. در واقع طرح معاوضه «تبادل ريسك قيمت» مي باشد. يك طرف معامله خواهان آنست كه قيمت خريد يا فروش در تاريخ مشخص در آينده در سطح معيني باشد. اين قيمت ثابت با طرف ديگر معامله كه ريسك تغييرات آينده را به عهده مي گيرد توافق مي گردد.
قيمت نفت در اين معامله با قيمت شناور مرتبط است كه بر اساس قيمت پايه (Index) مشخص مي گردد.
نكته قابل توجه و حائض اهميت در «سوآپ» آنست كه : نفت به صورت فيزيكي تحويل داده نمي شود و معامله سوآپ با توجه به قيمت Index انجام مي شود.
جهت روشن شدن معامله سوآپ انواعي از آن در قالب مثال آورده مي شود :
1ـ توليد كننده نفت :
توليد كننده تمايل دارد نفت خام را به قيمت بازار (قيمت روزمره) بفروشد ولي مي خواهد اين قيمت را (مثلاً 30 دلار به ازاء هر بشكه) از قبل براي سال بعد تثبيت نمايد.
2ـ توليد كننده نفت سوآپ را به قيمت ثابت 30 دلار به ازاء هر بشكه به معامله گر سوآپ براي تحويل در سال بعد مي فروشد.
3ـ تاريخ سررسيد سوآپ
چنانچه قيمتهاي شناور بازار بالاتر از قيمت تثبيت شده باشند (مثلاً 32 دلار) توليد كننده به معامله گر سوآپ تفاوت بين قيمت هر بشكه (32 دلار) و قيمت توافق شده (30 دلار) يعني 2 دلار را مي پردازد. ولي همين توليد كننده در صورتي كه تمايل داشته مي تواند محموله واقعي را به خريداران به قيمت واقعي (32 دلار) بفروشد و به اين صورت 2 دلار ضرر را جبران نمايد.
4ـ طرح معاوضه
رايج ترين نوع معامله «سوآپ» كه خيلي معمول و درك آن بسيار ساده است طرح معاوضه نفتي مي باشد در اين گونه خريد و فروش كه بنا به شرايط جغرافيايي و رئوپلتيكي و مسايل پيچيده سياسي ـ جغرافيايي ـ فرهنگي اقتصادي صورت مي گيرد به اين صورت است كه كشوري توليد كننده تمايل دارد نفت خود را در نقطه اي به خريدار تحويل داده و معادل كيفي و كمي آن را در نقطه اي ديگر تحويل بگيرد (خودش مستقيماً تحويل مي گيرد يا وكيل او يا طرف معامله او) و بابت اين تغيير موقعيت جغرافيايي تحويل،كشور رابط حق ترانزيت يا دلالي دريافت ميكند.
به عنوان مثال ايران از كشورهاي نفتخيز آسياي ميانه و قفقاز در بحر خزر نفت دريافت مي كند. چون از يك طرف آن كشورها به درياي آزاد راه ندارند يا مشكل دارند يا انتقال نفت از طريق خطوط لوله و شرايط فني و مهندسي مقرون به صرفه نيست و قس عليهذا و از طرفي ايران مي بايست براي تهيه خوراك (Feed) ورودي پالايشگاههاي تهران و تبريز از جنوب ايران (مناطق نفت خيز) نفت ارسال نمايد كه مسلماً احتياج به احداث خطوط لوله ـ نصب ـ نگهداري و تقويت فشار و ايستگاه هاي مختلف حفاظت كاتدي و مسايل گوناگون هزينه آفرين دارد.
با توجه به دو مولفه فوق الذكر ايران مي تواند نفت از آن كشورها دريافت نموده وخوراك پالايشگاههاي تهران و تبريز را تامين نمايد و در عوض، نفتي معادل نفت دريافت نموده در جزاير جنوبي كشور در خليج فارس به مشتريان كشورهاي اوليه بپردازد و بابت اين معامله مقداري ارز تحت عنوان «حق ترانزيت» دريافت كند.
البته مسايل سياسي و بين المللي هم در اين نوع معامله بسيار موثر است. به عنوان مثال آمريكا كه از مخالفان سياسي جمهوري اسلامي است سعي دارد در كشورهاي همسايه شمالي ايران به انحاء مختلف نفوذ نمايد كه يكي از گذرگاههاي نفوذي، تسلط بر صدور نفت خام آنها مي باشد كه با اينكار مي تواند اهداف سياسي و اغراض اقتصادي خود را در آن كشورها عملي نموده و با برنامه ريزي هاي خاص نظامي ـ سياسي و اقتصادي و فرهنگي و بين المللي وفرامنطقه اي گلوي ايران را بفشارد (به تعبير خود آنان) منتها با پياده نمودن طرح سوآپ علاوه بر انجام معاملات اقتصادي و نفتي وكسب درآمد ارزي مي توان جهت خنثي سازي نقشه هاي شوم مخالفان بستر سازي مناسبي انجام داد.
BUY – BACK (بيع متقابل)
اين نوع معامله كه تقريباً شبيه معاملات كالا به كالا يا «پايا پاي» مي باشد كه از آن به عنوان «معاملات تهاتري» ياد مي شود اما در ابعاد بسيار گسترده تر و كيفيت بسيار پيچيده تر، در اين معامله پرداخت به صورتي غير از روش نقدي صورت مي گيرد كه در سالهاي اخير بيع متقابل در بخش نفت و گاز و پتروشيمي جهت توسعه ميادين و افزايش توليدات آن مورد استفاده قرار گرفته است.
بيع متقابل به عنوان يكي از شيوه هاي تجارت متقابل از سوي كميسيون اقتصادي سازمان ملل متحد براي اروپا (Economic commission for europe) بشرح زير تعريف شده است:
«در اين شيوه موضوع معامله اوليه عبارتست از ماشين آلات، تجهيزات، حق اختراع و اكتشاف و دانش فني يا كمك هاي فني ـ كه به عنوان تكنولوژي و انتقال آن ناميده مي شود- و به منظور نصب و استقرار تسهيلات توليدي براي خريدار مورد استفاده قرار خواهند گرفت ـ هم چنين طرفين موافقت مي نمايند كه فروشنده متعاقباً توليدات به دست آمده از تسهيلات توليدي مذكور را از خريدار اوليه ابتياع نمايند (خريداري كنند).
در واقع هنگامي كه يك شركت تصميم بگيرد و با لحاظ نمودن شرايط و امكانات مختلف و دارائي ها و سرمايه خود در كشور ديگر سرمايه گذاري صنعتي و تكنولوژيكي يا كشاورزي نمايد و كارهاي مختلف آن اعم از مطالعات ابتدائي اكتشافي و استخراج ـنصب سكو و (Plat fom) در دريا يا خشكي ـ احداث خطوط لوله و ايجاد و نصب قطعات مختلف پالايشگاه ـ جهت پالايش و تصفيه نفت و گاز يا واحدهاي تبديل موادخام به موادي با ارزش افزوده همچون مجتمع هاي پتروشيمي وپليمري-راانجام دهدبدون انكه از مالك اصلي هزينه و اجرتي دريافت نمايد بلكه در عوض، هنگام بهره برداري از واحدهاي مربوطه، از محصولات آن مجتمع برداشت نموده تا آنكه سرمايه و سود سرمايه و هزينه هاي جانبي را تسويه نمايند.
نمونه بارز بيع متقابل در ايران مشاركت شركت توتال فرانسه ـ اجيپ واني (Eni) ايتاليا در پا رس جنوبي و توسعه ميادين نفتي دريايي در فلات قاره از جمله پروژه بلال و سيري و ... مي باشد.ازانواع معاملات مشهور نفتي مي توان به طرح فاينانس(FINANCE )اشاره نمودكه در مقام مقايسه نسبت به بيع متقابل داراي ارجحيت وامتيازاتي است كه دراينجا مجال مجادله نيست.